سروده دیگری از دایی امیر *امیرعلی*
دایی امیر ی* امیرعلی من *طبع بلندی دارند و ادبیاتشون شیوا هست وقتی امیرعلی بدنیا اومد دایی امیر سروده بلند بالایی در مدح امیرعلی سرودند که تو خونه فامیلهای شمالی ورد زبون شده بود ترجیح بند این سروده امیرعلی مهناد خدا به ما داد است که در اکثر نظرات این ترجیح بند را عزیزان نوشته اند و یاد آور شده اند وقتی امیرعلی بعد از دوماه و اندی بعد از تولدش به شیراز برگشت دایی امیر سروده جدیدی گفتند امیرعلی مهناد بچه اینجاست رفته به شیراز خدا به همراش چند روز پیش آجی مطهره ی امیرعلی پیامک داد و گفت دایی امیر سروده جدیدی گفته اند و از من خواست تا در پست جدا قرار ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
11:20
عزیزم داره میره واکسن 6ماهگیشو بزنه
ببینید چقدر خوشحاله فکر میکنه می خام ببرمش پارک داره میره واکسن بزنه قبل واکسن کلی برای خانوم تو بهداشت خندید خانومه نه نازش می داد نه باهاش حرف میزد عنق بود داشت سرنگ پر می کرد بعد که فرو کرد تو پای امیرعلی جیغش رفت بالا تازه بچه ام فهمید نباید برا این خانومه می خندید.... ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
11:11
دستهای من
امیرعلی من همیشه پاک و معصوم بمان......دستهای من همیشه در کنار دستان کوچک تو خواهد ماند و قلبم همیشه برای تو و بودن تو می تپد.......عزیز پاک و معصومم یادت بماند که جقدر دوستت داشتم و خواهم داشت پس بخاطر من همیشه معصوم بمان........ ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
10:37
تو خواب اعصاب ندارم......
بدون عنوان
بعضی وقتا بد اخلاق می شم قیافم این شکلی میشه
توپ
وقتی بابایی این توپ رو میزنه به دیوار اونموقع است که صدای خنده من بلند میشه..... ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
10:21
ضربدر کردن دست
اونایی که شناخت کافی رو من داشته باشن می دونن که ضربدر کردن دست و رفتن تو دهن به این معناست یا گشنمه یا خوابم می یاد....... ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
13:38











